این وبلاگ دیگه اپدیت نمیشه ولی ممکنه باز اپدیت بشه بستگی به نظرتون دارهههههههههههه
فعلاااااااااااااا بای بای
به ایرانسل هم میتونید تظر بدیددددددددددد پیامممممممممممکک
۰۹۳۶۷۵۸۲۴۸۸
روزی که به آغوش آن همیشه مهربان بپیوندم
روز رفتن چه زیباست
آنگاه که جز پرندگان دگر کسی نیست که تابوتم را رهسپار عرش نماید
روزی که می روم همه از من آسوده و من از همه
آنگاه که آسمان آغوش بازش را برایم باز کند، آغوش زمین رهایم خواهد کرد
منتظر آن روزم که بی صبرانه دنیا را ترک گویم
جام زهری که از نوشیدن شراب زندگی برایم گواراتر است
روی سنگ نشانی که بر اوج تابوتم می گذارند خواهند نوشت:
زنگیش تلخ
سرد
و اندوهبار گذشت...
نه زنده بودنش توفیری به حال اطرافیانش داشت و نه نیستیش
شبش پر از اندوه ماه و سحرش بی نگاه ناز نسترنش گذشت
قصه ی زندگیش ناباوری بود و سردی هر آنکه بر او تکیه کرد
ترانه اش از نسیم یارش پر شد و از عشق یارش تهی
در آخر می نویسند:
خورشید و ماه را برای طلب بخشش بر سر مزارش بخوانید که شرمش می
شود از آنچه کرده
او با بغض های قدیمی
زخم های رنگین
دل خونینش و پر و بالی بسته
لب فرو بست
خندید...
درونش را پر گریه ساخت
و فقط گریه کرد...
امید من سنگ صبور باشه برو پیشم نیا بزار که تنها بسوزم
تو غربت دلتنگیام نه این که عاشق نباشم نه اینکه دوستت ندارم
میخام تو اوج بیکسی سر روی شونه ات بزارم
زخم زبونو صبر من باور بکن حدی داره یه قلب خالی از امید
آخه سوزوندن نداره منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شده
نگاه سردت هنوزم با خنده هات زجرم میده خدا خودت منو به این
دربه دری عادت بده باورنداری هنوزم عشق تو داغونم کنه بخند به گریه های
من شاید که آرومم کنه .شاید که آرومم کنه
بهش بگید دق میکنم دستاش تو دستام نباشه تموم خاطرات اون نمک به زخمام
میپاشه بهش بگید خاطره هاش آتیش به جونم میزنه آسمونم زمین بیاد بگید
فقط مال منه تو لحظه های بی کسی ام سهم من از تو دوریه اگه صدام در نمیاد
دلتنگی و صبوریه هر روز غروب دلتنگتم دوباره تنها میشینم هر وقت که بارون میباره
تو رو کنارم میبینم هر روز و هر شب از خدا بدون فقط تو رو میخام نگو واست غریبه ام
نگو تو خوابت نمیام بگو تو دوسم داری بگو که دلتنگ میشی من
فقط از خدا میخام دوباره دوباره مهربون بشی
گفت:می خوام رو قلبت یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه...
گفتم : کجا؟گفت رو قلبت....
گفتم : می تونی؟
گفت: اره زیاد سخت نیست..
گفتم: بنویس تا برای همیشه بمونه..
یه خنجر برداشت...
گفتم: این چیه؟
گفت:هیسسسسسسسسس
ساکت شدم..
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی؟
خنجر رو برداشت و با قسمت تیز اون نوشت:
دوستت دارم دیوونه!!!
اون رفته،خیلی وقته..کجا؟نمی دونم
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده....خدایا عشقم برگرده
|
اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون
نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو
بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش
دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار
حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم
نيستي.؟؟؟










